کاش از ما نپرسند!ای کاش از ما نپرسند که بعد از شهداء چه کرده ایم؟؟ از این سوال سخت شرم دارم ....از اینکه انقدر رفاه زده ام.از صدای خواب آلوده ام شرم دارم.اصلا مگر صدای خواب آلوده ی من به گوش کسی خواهد رسید؟ و میدانم که اگر امروز با جماعت شهداء مواجه بشوم همان کلام نورانی امیر المومنین را خواهم شنید...آنجاکه به مردم دنیا طلب کوفه چنین فرمودند که:سوگند،اگر ما هم مثل شما راحت طلب بودیم،عموددین بر پا نمیشد...درخت اسلام خوش شاخ و برگ و خوش قد و قامت نمیشد...به خداقسم از این به بعد خون خواهید خورد.... میدانم که اگر با شهداء مواجه شوم آنها به ما خواهندگفت:اگر ما هم مثل شما از پای ارزش های انقلاب کوته می آمدیم،امروز نهال انقلاب به این شجره ی طیبه تبدیل نمیشد.شجره ی زیبایی که اصل آن ثابت و شاخ وبرگ آن در آسمان ها است... اما احساس میکنم که باید باز خوانیدوباره ای از فرهنگ جهاد و شهادت داشته باشیم.تا خود را به راه و رسم مسافران ملکوت نزدیکتر نماییم...مسافرانی که آرزوی گمنامی داشتند،کسانی که خواسته بودند اگر پیکرشان بازگشت روی مزارشان اینگونه بنویسند: پر کاهی تقدیم آستان قدس الهی
کلمه برای تنظیم دریچه میترال قلب کلمه « الله» است طبق بررسی و تحقیق پروفسور فادر هومن هلندی که سه سال روی این کلمه تحقیق و بررسی کرده است به بیماران خود توصیه میکند قبل و بعد از عمل این کلمه را بسیار تکرار کنند. چون «الف» دهان را باز کرده و کربن (دی اکسید کربن) از دهان خارج و ششها تخلیه می گردد. «ل» زبان به کام دهان چسبیده و برای لحظه ای تنفس متوقف میشود. «ه» تلفظ این حرف از ناحیه ناف صورت میگیرد. لازم به ذکر است که معنی کلمه «الله» این خواص را ندارد.
«««نامه زیبای خداحافظی "گابریل گارسیامارکز" به دوستدارنش!»»» اگر خداوند برای لحظه ای فراموش می کرد که من عروسکی کهنه ام و تکه کوچکی از زندگی به من ارزانی می داشت احتمالا همه آن چه را که به فکرم می رسید نمی گفتم بلکه به همه ی چیزهایی که می گفتم فکر می کردم. کمتر می خوابیدم و بیشتر رویا می دیدم. چون می دانستم هر دقیقه ای که چشممان را بر هم می گذاریم شصت ثانیه ی نو را از دست می دهیم. هنگامی که دیگران می ایستند راه می رفتم و هنگامی که دیگران می خوابیدند بیدار